مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
263
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
اصم بلخى گفت : در سه وقت تعهد نفس كن : 1 - چون عمل مىكنى ياد دار كه خداوند ناظر است ؛ 2 - چون سخنگويى ، ياد دار كه خداوند مىشنود ؛ 3 - و چون خاموش شوى ، ياد دار كه خدا مىداند چگونه خاموش شدهاى . نيز گفت : شهوت بر سه قسم است : 1 - در خوردن 2 - در گفتن 3 - در نگريستن ؛ در خوردن اعتماد به خدا را و در گفتن راستى و در نگريستن عبرت را نگهدار . اصم بلخى گفت در چهار موضع نفس را بازجويى كن : 1 - در عمل صالح بىريا ؛ 2 - در گفتن بىطمع ؛ 3 - در دادن بىمنّت 4 - در نگاه داشتن بىبخل . « 1 » يكى از اميران به حاتم اصم بلخى گفت : آيا به من حاجتى دارى ؟ اصم گفت : بلى . امير گفت : آن حاجت چيست ؟ پاسخ داد : آنكه نه تو مرا ببينى و نه من تو را ببينم ! اصم بلخى به حامد لفّاف گفت : چگونهاى ؟ گفت : به سلامت و عافيت . اصم گفت : سلامت وقتى باشى كه از صراط بگذرى و عافيت وقتى خواهى بود كه وارد بهشت شده باشى . ابو عبد الرحمن حاتم اصم بلخى گفت : مؤمن به تفكّر و عبرت اشتغال دارد ؛ ولى منافق به حرص و آرزو مشغول است . مؤمن از هركس در امان است ، مگر از خداوند متعال ، منافق از همهكس ترسان است ، مگر از خدا . مؤمن از همهكس نااميد است ، مگر از خدا ؛ منافق به همه اميدوار است ؛ مگر به خدا . مؤمن مال را فداى دين و منافق دين را فداى مال مىكند . مؤمن در اطاعت است و گريه مىكند و منافق معصيت مىنمايد و خنده مىكند . مؤمن تنهايى و خلوت و منافق ، زحمت و مخالطت را دوست مىدارد . مؤمن هميشه مىكارد و مىترسد كه درو نكند و منافق نمىكارد و طمع دارد كه درو نمايد . « 2 » عارف بزرگ ابو عبد الرحمن حاتم اصم بلخى در سال 237 ه . ق . در روستاى واشگرد ( واشجرد ) در حاشيه نهر چمتال ، به بيمارى اسهال درگذشت و در اين محل
--> ( 1 ) - مقالات صوفيه ، ص 249 ؛ صفة الصفوة ، ج 4 ، ص 136 . ( 2 ) - طبقات الصوفيه ، سلّمى ص 95 .